بعد از هشتماه امروز اخرین امتحان را دادیم و خلاص. احتمالا خودم فقط میدونم پشتصحنه هر امتحان چطور بوده و خدا خیر بده به همکلاسیها که کمک کردن. همه این روزها و اتفاقها و تنگنظری آدمها میگذره. تنها چیزی که بهم حس خوب داد این بود که به خودم یادآوری کردم هنوز هم میتونم چیزهای زیادی یاد بگیرم و اگر آدم بیماری کنارم نبود خیلی خیلی زودتر از اینها یادم میاومد که کجام، کی بودم و چی به سرم اومده.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر