۱۴۰۴ بهمن ۲۲, چهارشنبه

زندگی جهنمی

  دیشب تا دم صبح بچه بیدار شد، گریه کرد، آب خورد، وول خورد و خوابید. سرویس شدم. بعد خواب‌های هفت الهشت دیدم، بعد از سوزش کف پا بیدار شدم. هنوز ساعت ۶ صبح هم نشده بود. در ظلمات دست کردم دنبال گوشی‌م. خبر اول: موشک‌ها روی لانچرها و...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر