یا نوشته ماهی افتادم که برای برادرش محمد نوشته بود. یعنی چند نفر هنوز اسمش را به یاد دارن؟ این سالها انقدر کشته شدهاند، انقدر اسم روی اسم، آمده انقدر زندگی روی زندگی نابود شده که سر و تهی دیگر ندارد...میتوانم با نوشته ماهی ساعتها گریه کنم، بعد اشکهام که جاری شد از دلتنگی برای مامان و خانه بگویم و توی دلم آرزوی نابودیشان را بکنم...فک کن یک عمر در مدرسه و کوفت و زهرمار گفتند ظلم بد است، ظالم فلان است، ال نمیشود و بل میشود...همه هیچ بود و هیچ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر